
براستی مرگ٬
پایان زندگی نیست!
پایان زندگی٬
آن سوی باورهایِ به یقین ننشسته٬
در امتدادِ سکوتِ معنی دار رنج و درد٬
افقی به رنگ ملتهبِ رگ هایِ پاره پاره٬
و ترس تکرار زندگی است.
آنجا که٬
مردی٬
همه چیزِ ٬ همه چیزِ٬ همه چیز داشت!
آنجا که٬
ثانیه ها٬
تنها حکایت تلخ تجربه اند٬
آنجا که٬
حقیقت٬
تسلیم زندگی است.
¤
آری٬
براستی مرگ٬
انتهای پوچی نیست.
¤
برای خودم
برای روزهایِ حزن انگیز:
پایان زندگی٬
واژه های تکراری است!
پ.ن : سرنوشت محتوم!